تاریخ و فرهنگ قوم جدگال

 اديان گذشتهی جدگال ها

اقوام آريايی در ايران دين واحدى نداشتند، مثلا سكاها اعتقادات خاص خود را داشتند و پارتها عقايد ويژه خودشان را دارا بودند. و عقايد اين دو قبيله با عقايد اقوام شرق ايران اختلاف اساسی داشت. درنزد ايرانيان باستان (قبل از زرتشت) «مهر» يا «ميترا» خداوند بود و مالك چراگاههاى وسيع و نگهبان خستگى ناپذير. ميترا پرستان بر اين باور بودند كه از ديد او چيزی پنهان نيست، زيرا  «ميترا» چشم روز و خورشيد افول ناپذير است. «ميترا» همه جا حاضر و هزار گوش و هزاران چشم دارد. «ميترا» نسبت به بد انديشان و پليدان و عهد شكنان بسيار قهار و بيرحم است و نسبت به نيكان و ستايشگران بسيارمهربان است. «ميترا» پرستان از نعمت فراوان برخوردار میشوند. دو فرشته به نامهای «راشنو» و«سرائوشا» زير فرمان «ميترا» هستند كه مجازات گناهكاران را بر عهده دارند؛ و در مقابل خدا و ملكوت (روشنائى و فراوانى )، تاريكى و پليدى قرار دارد كه در آن  « ديوان»  فرمانروايی دارند.

 


 اديان گذشتهی جدگال ها

اقوام آريايی در ايران دين واحدى نداشتند، مثلا سكاها اعتقادات خاص خود را داشتند و پارتها عقايد ويژه خودشان را دارا بودند. و عقايد اين دو قبيله با عقايد اقوام شرق ايران اختلاف اساسی داشت. در نزد ايرانيان باستان (قبل از زرتشت) «مهر» يا «ميترا» خداوند بود و مالك چراگاههاى وسيع و نگهبان خستگى ناپذير. ميترا پرستان بر اين باور بودند كه از ديد او چيزی پنهان نيست، زيرا  «ميترا» چشم روز و خورشيد افول ناپذير است. «ميترا» همه جا حاضر و هزار گوش و هزاران چشم دارد. «ميترا» نسبت به بد انديشان و پليدان و عهد شكنان بسيار قهار و بيرحم است و نسبت به نيكان و ستايشگران بسيار مهربان است. «ميترا» پرستان از نعمت فراوان برخوردار میشوند. دو فرشته به نامهای «راشنو» و «سرائوشا» زير فرمان «ميترا» هستند كه مجازات گناهكاران را بر عهده دارند؛ و در مقابل خدا و ملكوت (روشنائى و فراوانى )، تاريكى و پليدى قرار دارد كه در آن  « ديوان»  فرمانروايی دارند.

جدگالها در ادوار مختلف همانند ساير اقوام دارای دين و مذاهب مختلفی بودهاند. طبق شواهد و آثاری که از گذشته به جا مانده است، چنين به نظر میرسد که ساکنين اين منطقه بيشتر پيرو مذاهب مختلف هندی بودهاند. آنان به سرنوشت انسان پس از مرگ ايمان داشتند و معتقد بودند كه مردمان با ايمان در آخرت پاداش خواهند يافت و از سعادت ابدی برخوردار خواهند شد.

بنا به نوشتهی محققان، ايرانيان باستان (قبل از زرتشت) علاوه بر اعتقاد به تعدد خدايان، به «خدای خدايان» يا «ايزد ايزدان» نيز باور داشتند و از ميان همهی آن خدايان به «آگنى» خدای آتش و «ايندرا» خداى طبيعت و رعد و برق و «ميترا» خدای نور و خورشيد، و «وارونا» خدای آسمان ، و «آناهيتا» خدای آب ايمان داشتند.

هرودت در رابطه با عقايد و مذهب اين قوم میگويد: اين قوم ارباب انواع را ميپرستيدند. خدايان آنان عبارت بود از:

1-    تابيت نى ؛ رب النوع اجاق خانواده.

2-                        پاپای ؛ خدای آسمان

3-     هى توله ؛ خدای آفتاب.

4-    آهيی ؛ خدای زمين كه زن آسمان بود.

5-    آرهيم پاسا، خدای زيبايی

6-    ناهيس ماسا، خدای دريا

اين قوم برای خدايان خود قربانی نمیکرده و معبد نمیساختند. از كشتن خوك و نگهداشتن آن خوددارى میكردند، زيرا در مذهب آنان حرام بود. به تفاءل و گفتهی فال گيران و جادوگران اعتقاد بسيار داشتند.

يك محقق ايرانی میگويد كه از آئين مردم ايران باستان (قبل از زرتشت) مستقيما چيزی نمیدانيم، آنچه از كتب زرتشتی فهميده میشود، اين است كه بوميان ايرانی آفتاب و ماه و ستارگان و ساير عوامل طبيعت را میپرستيدهاند. میتوان حدس زد كه زمانی دراز پرستش خدايان هند در اين كشور رواج داشته است. يك كتيبهی مكشوفه كه مربوط به 1400 ق .م . است، نشان میدهد كه اسامى خدايان هند مثل ميترا، مهر، و اندرا، وارونا و... نقش شده است.

باستان شناسان در کاوش های خود در بعضی از مناطق مکران به اين نتيجه رسيدهاند که اين قوم بت پرست بوده و الههی مادر (ماتا ديوی) را پرستش میکردهاند. در ميان آنها  پرستش حيوانات نيز رايج بوده است.([1])  (تصوير 1 )

حميد بلوچ در کتاب خود «مکران از عهد قديم تا عهد جديد» در مورد دين جدگالها مینويسد که آنها الههی آتش (اگنی ديوتا) را پرستش میکردند.([2])

پس از ظهور زرتشت، از آنجايی که مورخين اعتقاد دارند که از شاگردان ممتاز اين مرد بزرگ اهل سيستان بودهاند و همچنين وجود آثار آتشکدههايی در بعضی از مناطق سيستان و بلوچستان، بيانگر اين است که مردمان آن، زمانی زرتشتی بودهاند. آنها خدای يگانه و بزرگ (اهورامزدا) را پرستش میکردند. برای آغاز هر کاری نام اين خدای بزرگ را بر زبان میآوردند. در کتيبههای ميخی در آغاز هر مطلبی چنين آمده است: (بَگ وَزَرکَ اَئورمَزدا). يعنی خدای بزرگ اهورامزدا. و اين جمله مترادف «بسمه تعالی»ی ما مسلمانان است.

گرچه در آغاز، دين زرتشت بر پايهی يگانه پرستی بود، امّا پس از گذشت زمان، «مغ» ها (علمای دين زرتشت) اين دين را تحريف کرده و کم کم به آتش پرستی تبديل كردهاند.

اگر چه به گواه تاريخ، مردم شمالی بلوچستان آيين زرتشتی را پذيرفتهاند، بعضی از اسناد تاريخی بيانگر اين است که جدگالهای مکران دين زرتشت را نپذيرفته و به خدايان مشترک هندی- ايرانی معتقد بودهاند. منتها آنها مردگان خود را مانند هندوها نمیسوزاندند و آنها را دفن میکردند؛ و چون به زنده شدن مردگان بعد از مرگ اعتقاد داشتند، با دفن کردن هر فردی، لوازم شخصی و مورد نياز وی را نيز همراه آن دفن میکردند. شايد در اين مورد از تابعان زرتشت بودهاند.



[1] . احمديار بلوچ- تاريخ بلوچ قوم و خوانين بلوچ – ص32

[2] . حميد بلوچ – مکران عهد قديم ... ص37

نوشته شده در پنج‌شنبه 11 خرداد 1391
ساعت 19:43 توسط سیدمحمد درتکیده| ارسال نظر(15) |
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران